شعر

شعر و عشق

داني از زندگي چه مي خواهم


من تو باشم .............تو................. پاي تا سر تو


زندگي گر هزار بار شود


بار ديگر تو........... بار ديگر تو


                                                                                      فروغ فرخزاد


نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 22:0 توسط نازی| |

 

سلام به همگی

خوبید ؟؟

عیدتون مبارک

امیدوارم سال خوبی داشته باشید

این وب برای نازی عزیز هست من دیگه نمی نویسم

به خیلی از دلایل

دوستون دارم تا همیشه

بای همگی

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 0:28 توسط هومن| |

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت

 

ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد

نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 2:14 توسط نازی| |

سلام دوستای گلم . من نازی هستم .

 

از طرف خودم وهومن سال نو رو به همتون تبریک میگم .

                                   

و براتون آرزوی شادی و خوشبختی دارم .

 

                     دوستون دارم .                 

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 17:7 توسط نازی| |

خواستم دستي شوم تا بر بچينم شاخه اي گل از حياط همسايه


خواستم همراه تو در دشتي از گل پا نهانم


خواستم سيبي دهم بر دست تو شايد بخندي


خواستم اشكي شوم بر گونه ات شايد بگريي


خواستم سايه شوم هر جا كه هستي با تو باشم


خواستم رويا شوم در ذهن تو پنهان شوم شايد بماني

نوشته شده در جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 20:17 توسط نازی| |

 

اگر خواهم غم دل با تو گويم جا ني يابم


اگر جايي كنم پيدا تو را تنها نمي يابم


اگر تنها تو را يابم و جايي هم كنم پيدا


ز شوقم دست و پا گم مي كم خود را نمي يابم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 18:27 توسط نازی| |

 

دوستای خوبم من دیگه تو این وب هیچ مطلبی نمیذارم

چون اصلا این وب برام دیگه هیچ ارزشی نداره

این وب رو به خاطره دوستام تعطیل نکردم

این وب جدیدمه با دوستم

www.didarebahari.blogfa.com

وب دیگه در راه

وب گروهی خوشگل با حال و هوایی شاد و ردیف

احتمالا با دوستام

همه ی دوستام

وقتی تکمیل شد سریع به همتون خبر میدم

دوستون دارم

خداحافظ

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 22:11 توسط هومن|

 

۶ ماه پیش با دختری آشنا شدم که مثل گل پاک بود

باهاش دوست شدم عاشقش شدم

پریشب بهم گفت که عزیزم از دستم ناراحت نشو ولی من و تو خیلی داریم

بهم وابسته میشیم و باید از هم دل بکنیم

بدون هیچ دلیلی

کاشکی حدااقل یه دعوا باهام میکردی که بتونم تحمل کنم این جدایی رو

ولی چطوری تحمل کنم

مشکلی نداره عزیزم

من تحمل میکنم میمیرم و تحمل میکنم

دوست ندارم اولین راهی که از اون طریق باهات آشنا شدم رو از بین ببری

حدااقل این کارو برام بکن  وبتو پاک نکن و بازم مطلب بذار چون اون خاطره ی منه

دیگه هیچ وقت هیچ ارتباطی باهم نخواهیم داشت

امیدوارم موفق باشی

بوس بوس

بای

دوستای خوبم مطالب بالا در مورده کسی بود که رفت

این مطلب آخرم بود دوستای خوبم

مطمین باشید بعد من ملیسا جان و نازی جان

این وب رو قشنگتر از من نگه میدارن

همیشه دوستون دارم

خداحافظ تا همیشه

 

اگه هنوز به یاده تو چشمامو رو هم میذارم

اگه تو حسرتت هنوز هزارو یک غصه دارم

اگه شبا به عشق تو پلک روی پلک نمیذارم

میخوام تو اینو بدونی من راه برگشت ندارم

امروز میخوام بهت بگم کسی نمیرسه به تو

امروز میخوام بهت بگم هیچکی نیومده به جزززززززز توووو

امروز میخوام بهت بگم کسی نمیرسه به تو

امروز میخوام بهت بگم هیچکی نیومده به جزززززززز توووو

نمیتونم نشون بدم دلم چه گوشه گیر شده

بیاوو اشکامو ببین اگرچه که خیلی دیر شده

باور اینکه بتونم بی تو باشم سخته برام

نمیشه که دل بکنم عشق رو بذارم زیره پام

امروز میخوام بهت بگم کسی نمیرسه به تو

امروز میخوام بهت بگم هیچکی نیومده به جزززززززز توووو

امروز میخوام بهت بگم کسی نمیرسه به تو

امروز میخوام بهت بگم هیچکی نیومده به جزززززززز توووو

امروز میخوام بهت بگم کسی نمیرسه به تو

امروز میخوام بهت بگم هیچکی نیومده به جزززززززز توووو

 

کاشکی تو چشمام بخونی پشیمون از هرچی بود

 

 

 دوستای خوبم اگه تصمیم گرفتم وب جدید بزنم حتما به همتون خبر میدم

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 21:14 توسط هومن| |

 

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي .... بخاطر


تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که


 برايم شکستي .... .. بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ..... نمي


بخشمت .... بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمکي که بر


 زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم حک کردي

 

 

خواهر کوچکم از من پرسيد
 
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!

من به او خنديدم

کمي آزرده و حيرت زده گفت  :

 
روي ديوار و درختان ديدم

باز هم خنديدم

گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه

پنج وارونه به مينو ميداد

انقدر خنده برم داشت که طفلک ترسيد

بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم

بعدها وقتي غم

سقف کوتاه دلت را خم کرد

بي گمان مي فهمي

پنج وارونه چه معنا دارد

 

 
 
نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 20:26 توسط هومن| |

 

شهادت حضرت امام رضا (ع) را به همه ی مسلمین جهان تسلیت میگم

 

 

در کوی تو نغمه خدا می شنوم

بوی شهدا کربلا می شنوم

از پردگیان عرش گرد حرمت

آواز خوش رضا رضا می شنوم

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 18:32 توسط هومن|

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ